• به دستور ستاد فیلترینگ تمامی فایل های دانلودی توقیف شد (به زودی لینک های جدید قرار میدیم) جهت اطلاعات بیشتر روی این لینک بزنید

گزارش باکس آفیس: آیا Avengers: Endgame بیشتر از Infinity War می‌فروشد یا کمتر؟

tae598f80 de84 408e 8d7f db24e775d890 - گزارش باکس آفیس: آیا Avengers: Endgame بیشتر از Infinity War می‌فروشد یا کمتر؟

گزارش باکس آفیس این هفته را با «گلس»(Glass) شروع می‌کنیم که برای دومین هفته متوالی در صدر جدول قرار گرفت. صدرنشینی «گلس» با توجه به اینکه این روزها هیچ رقیبِ دیگری برای به چالش کشیدن آن وجود ندارد، غیرمنتظره نیست. اما چیزی که واقعا غیرمنتظره است مقدار دوام خیلی خوبش برخلاف نگرانی‌ها در آخرهفته‌ی دومِ نمایشش است. محصولِ پارامونت که در کشورهای خارجی توسط والت دیزنی اکران می‌شود، در جمعه‌ی دومش با ۶۹ درصد افت فروشی قابل‌انتظار مواجه شد که دوام بهتری در مقایسه با «روستا» (منفی ۷۲ درصد در جمعه‌ی دومش)، «پرومتئوس» (منفی ۷۳ درصد و کسب ۵/۷ میلیون در روز جمعه)، «اتفاق» (منفی ۷۵ درصد)، ریبوتِ «غارتگر» (منفی ۷۵ درصد) و «بیگانه: کاوننت» (منفی ۸۰ درصد) است. اما ناگهان فیلم در روز شنبه با استقبال دیوانه‌واری مواجه شد و با تجربه‌ی ۷۴ درصد رشد فروش، ۸ میلیون و ۶۷۹ هزار دلار فروخت و در نهایت به ۱۹ میلیون دلار فروشِ آخرهفته دست پیدا کرد. به این ترتیب این فیلم ۲۰ میلیون دلاری بعد از ۱۰ روزی که از اکرانش می‌گذرد، به مجموعِ ۷۳ میلیون و ۵۹۰ هزار دلار در آمریکای شمالی دست پیدا کرده است. این رقم نه تنها بهتر از چیزی است که تحلیلگران بعد از افتتاحیه‌ی نه چندان هیجان‌انگیزش پیش‌بینی می‌کردند، بلکه خیلی نزدیک به درآمد ۱۰ روزه‌ی ۷۷ میلیون دلاری «گسست» (Split) است. «گلس» با ۷۳ میلیون دلاری که در ۱۰ روز اول نمایشش به دست آورده، همین الانش درآمد کلی «ملاقات» (۶۵ میلیون از ۲۵ میلیون افتتاحیه در سال ۲۰۱۵) و «اتفاق» (۶۴ میلیون از ۳۰ میلیون افتتاحیه در سال ۲۰۰۸) را پشت سر گذاشته است، به زودی از درآمد «بیگانه: کاوننت» (۷۴ میلیون دلار در سال ۲۰۱۷) و «کلاورفیلد» (۸۰ میلیون دلار از ۴۶ میلیون افتتاحیه در سال ۲۰۰۸) عبور می‌کند و در جریان ۱۰ روز آینده از «ناشکستنی» (۹۵ میلیون دلار در سال ۲۰۰۰) جلو خواهد زد.اگر «گلس» عملکردی شبیه به «سواری با هم ۲» (The Ride Along 2) که به ۹۱ میلیون و ۲۲۱ هزار دلار فروش بعد از درآمد ۱۰ روزه‌ی ۵۸/۶ میلیون دلاری‌اش دست پیدا کرد داشته باشد، فروش نهایی قابل‌احترامِ ۱۱۳ میلیون دلاری‌اش پیش‌بینی می‌شود. و حتی اگر به ۱۱۰ میلیون دلار هم برسد، کماکان با افت فروش ۲۰ درصدی آن نسبت به درآمد ۱۳۷ میلیون دلاری «گسست» طرفیم که باز قابل‌قبول است. «گلس» با عبور از مرز ۱۱۵ میلیون دلار فروش خانگی، درآمد «روستا» (۱۱۴ میلیون از ۵۰ میلیون افتتاحیه) را نیز پشت سر خواهد گذاشت. در حال حاضر «گلس» با اینکه از لحاظ کیفیت هنری با استقبالِ دلگرم‌کننده‌ای مواجه نشده و با اینکه به بمبِ تمام‌عیاری که از دنباله‌ی فیلم پرطرفدارِ «گسست» و جایگاه کالتِ «ناشکستنی» انتظار داشتیم تبدیل نشده، ولی هرطور حساب کنیم ۲۰۰ میلیون دلاری شدن یک فیلم ۲۰ میلیون دلاری در دنیا حکم یک موفقیتِ بی‌حرف و حدیث را دارد. در حال حاضر تحلیلگران انتظار دارند که «گلس» در گیشه خانگی و جهانی به چیزی نزدیک به «گسست» (۱۳۷ میلیون خانگی و ۲۷۶ میلیون جهانی) دست پیدا کند.

این موفقیت را باید به پای چند فاکتور نوشت؛ از جاذبه‌ی همیشه حاضرِ ام. نایت شیامالان و جذابیتِ نادرِ ساموئل ال. جکسون در نقش‌های اصلی («بادی‌گارد آدمکش» به ۷۵ میلیون فروش از ۲۱ میلیون افتتاحیه دست پیدا کرد) گرفته تا این حقیقت که «گلس» یک فیلم ابرقهرمانی است که این روزها به‌طور پیش‌فرض پرطرفدارترین ژانرِ بازار است و عدم وجود رقیب و کنجکاوی خالص مردم برای دیدن نتیجه‌ی کار. «گلس» همچنین ۲۳ میلیون دلار هم از کشورهای خارجی به دست آورد که مجموع فروش خارجی‌اش را به ۸۹ میلیون و ۱۰۰ هزار دلار و مجموع جهانی‌اش را به ۱۶۲ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار می‌رساند. اگرچه ام. نایت شیامالان اعتبار و شهرتِ پیچیده‌ای دارد، اما او هیچ‌وقت به چیزی که از آن به عنوان «سَم باکس آفیس» یاد می‌کنند تبدیل نشده است. فیلم‌های شیامالان حتی در دورانِ تاریکِ فیلمسازی‌اش هم دست از پولسازی نکشیده‌اند. «اتفاق» به ۱۶۱ میلیون دلار از ۴۸ میلیون دلار بودجه دست پیدا کرد، «آخرین بادشکن» به ۳۰۰ میلیون دلار فروش جهانی از ۱۵۰ میلیون بودجه دست یافت و «روستا» هم با ۶۰ میلیون دلار بودجه، ۲۵۶ میلیون دلار در دنیا فروخت. تنها شکست‌های تمام‌عیارِ او «بانویی درون آب» (۷۲ میلیون از ۷۰ میلیون بودجه) و «پس از زمین» (۲۵۶ میلیون از ۱۳۰ میلیون بودجه) بوده‌اند. شیامالان نشان داده است که تا وقتی که نام او قولِ چیزی منحصربه‌فرد را می‌دهد و خود فیلم هم بحث‌برانگیز ظاهر می‌شود، مردم برای تماشای کارهایش حاضر می‌شوند.

اولین و پرفروش‌ترین تازه‌اکران این هفته اما فیلم فانتزی «پسری که پادشاه شد» (The Kid Who Would be King) است که با کسب ۷ میلیون و ۲۵۰ هزار دلار به قرار گرفتن در جایگاه چهارم جدول رضایت داد که چنین نتیجه‌ی ضعیفی چندان غیرمنتظره هم نیست. این فیلم روایت مُدرن داستان شاه آرتور و شمشیر اکسکالیبور است که توسط جو کورنیش، کارگردان فیلم علمی‌-تخیلی کالتِ «حمله به بلوک» (Attack on the Block) ساخته شده است. از آنجایی که این فیلم از ستاره‌های بزرگی بهره نمی‌برد و توسط کارگردانی ساخته شده که فقط در فضای آنلاین محبوب است اما در بین عموم مردم ناشناخته‌ است و از آنجایی که فیلم با وجود نقدهای قابل‌قبولش، سروصدای رسانه‌ای خوبی نداشت و البته از آنجایی که این فیلم دست روی آی‌پی‌ای گذاشته است که هیچکس بهش اهمیت نمی‌دهد، شکستش از روز اول قابل‌پیش‌بینی بود؛ بالاخره نه تنها «شاه آرتور: افسانه شمشیر» (King Arthur: The Legend of the Sword) سال گذشته به یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های وارنر تبدیل شد، بلکه آخرین فیلمِ موفقی که براساس شاه آرتور ساخته شده، «اکسکالیبور»، محصول سال ۱۹۸۱ است که به ۳۵ میلیون دلار از ۱۱ میلیون دلار بودجه دست پیدا کرد. «پسری که پادشاه شد» با ۵۹ میلیون دلار بودجه دقیقا در آن دسته فانتزی‌های ماجراجویی کودکانه‌ای قرار می‌گیرد که یک زمانی پُرطرفدار بودند، ولی حالا با وجود فیلم‌های ابرقهرمانی چندصدمیلیون‌ دلاری که بچه‌ها می‌توانند به‌طور مرتب در سینما ببینند، تعجبی ندارد که این‌جور فیلم‌ها در رقابت با آنها شکست بخورند. فیلم‌هایی مثل «گونی‌ها» (The Goonies) در دهه‌ی ۸۰ به این دلیل در گیشه موفق بودند، چون فیلم‌هایی مثل «شکارچیان ارواح» (Ghostbusters) و «مهاجمان صندوقچه گم‌شده» (Raiders of the Lost Ark) بیش از اینکه گزینه‌هایی همیشگی باشند، استثنا بودند. ولی این روزها چرا بچه‌ها وقتی می‌توانند «جنگ ستارگان: آخرین جدای» ببینند، به تماشای «کامیون‌های هیولایی» (Monster Trucks) بروند؟ چرا باید وقتی «آکوآمن» و «مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی» وجود دارند، به تماشای «پسری که پادشاه شد» بروند؟

حتی «بامبلبی» (Bumblebee) که از برندِ «ترنسفورمرها» بهره می‌برد، به محض اینکه ابعادش را کوچک کرد، باید زور می‌زد تا از مرز ۴۰۰ میلیون دلار فروش جهانی عبور کند. قبل از اینکه درجه‌بندی سنی زیر ۱۳ سال به استودیوها اجازه بدهد تا بلاک‌باسترهایی بسازند که چند نسل را به‌طور همزمان هدف قرار می‌دهند، فاصله‌ی خیلی واضحی فیلم‌های کودکانه و فیلم‌های بزرگسالانه وجود داشت. بچه‌ها در حالی به تماشای «جذابیت مرگبار» (Fatal Attraction) یا «باج» (Ransom) نمی‌رفتند که بزرگ‌ترها هم علاقه‌ی دیوانه‌واری به تماشای «ماجراجویی‌های پرستاری از بچه» (Adventures in Babysitting) و «اسپیس جم» (Space Jam) نداشتند. والدینش بچه‌هایشان را به تماشای «جومانجی» می‌بردند و خودشان سر از سالن‌های نمایش‌دهنده‌ی «مخمصه» (Heat) در می‌آوردند. خیلی کم پیش می‌آمد تا سروکله‌ی فیلمی مثل «بازگشت به آینده»، «تاپ گان» و «شکارچیان ارواح» پیدا شود که هر دو گروه بچه‌ها و بزرگسالان را هدف قرار می‌دادند. اما در جریان ۱۵ سال گذشته، استودیوهای هالیوودی با از بین بردن خط جداکننده‌ی فیلم‌های کودکانه و بزرگسالانه، هر دو را در یک پکیج عرضه می‌کنند و این استراتژی طوری به سیستم قالب بر باکس آفیس تبدیل شده است که وقتی فیلمی آن را رعایت نمی‌کند در موضعِ آسیب‌پذیری قرار می‌گیرد.

اما تنها قربانی این هفته به جبهه‌ی فیلم‌های کودکانه خلاصه نمی‌شود. دومین تازه‌اکران این فیلم درام نوآرِ بزرگسالانه‌ی ۲۵ میلیون دلاری «آرامش» (Serenity) با بازی متیو مک‌کانهی و آن هاتاوی است. جدیدترین ساخته‌ی استیون نایت که فیلم و سریال‌هایی مثل «لاک» و «پیکی بلایندرز» را در کارنامه دارد، با نقدهای بسیار ضعیفی که دریافت کرده هیچ شانسی برای دیده شدن نداشت و با کسب ۴ و نیم میلیون دلار در جایگاه هشتم جدول قرار گرفت. «آرامش» بعد از «کپی‌ها» (Replicas) با بازی کیانو ریوز به دومین فیلم امسال تبدیل می‌شود که با وجود اکران در بیش از دو هزار سینما، کمتر از ۱۰ میلیون دلار فروخته است؛ این رقم بدترین افتتاحیه در کارنامه آن هاتاوی در بین فیلم‌هایی که اکرانشان را با بیش از ۱۰۰ سینما شروع کرده‌اند قرار می‌گیرد؛ حتی «یک روز» (One Day) هم در سال ۲۰۱۱ به ۵ میلیون دلار افتتاحیه از اکران در یک هزار و ۷۱۹ سینما دست پیدا کرد. افتتاحیه «آرامش» اما بعد از «خار‌ق‌العاده» (Larger than Life) با ۳/۸ میلیون دلار افتتاحیه و «طلا» (Gold) با ۳/۴۷ میلیون افتتاحیه در جایگاه سوم بدترین افتتاحیه‌های متیو مک‌کانهی نیز قرار می‌گیرد.

در بازگشت به فیلم‌های قدیمی جدول اما «آکوآمن» (Aquaman) را در رده‌ی سوم داریم که ۷ میلیون و ۳۵۰ هزار دلار دیگر در ششمین آخرهفته‌ی نمایشش به جیب زد و به مجموع خانگی ۳۱۶ و نیم میلیون دلار فروش خانگی رسید که آن را جایی بین درآمد ۳۱۲ میلیونی «مرد آهنی ۲» و درآمد ۳۱۸ میلیونی قسمت اول «مرد آهنی» قرار می‌دهد. همچنین «آکوآمن» حالا مجموع درآمد ۳۱۸ میلیونی «مرد پولادین» با احتساب نرخ تورم را هم پشت سر گذاشته است. «آکوآمن» تا حالا ۴/۳۶۵ برابرِ افتتاحیه‌ی ۷۲ و نیم میلیونی‌اش فروخته است. در مقایسه «گنجینه‌ی ملی: کتاب اسرار» را به عنوان فیلمی که در روز یکسانی در سال ۲۰۰۷ اکران شد داریم که به ۴/۹۱ برابر افتتاحیه‌ی ۴۴/۷ میلیون دلاری‌اش دست پیدا کرد و در پایان ۲۲۰ میلیون دلار کسب کرد. اگر «آکوآمن» عملکردی شبیه به این فیلم داشته باشد به مجموع نهایی ۳۳۸ و نیم میلیون دلار خواهد رسید؛ رقمی که آن را بالاتر از «جوخه‌ی انتحار» (۳۲۵ میلیون دلار)، «بتمن علیه سوپرمن» (۳۳۰ میلیون دلار)، «نگهبانان کهکشان» (۳۳۳ میلیون دلار) و «مرد عنکبوتی ۳» (۳۳۶ میلیون دلار) جای می‌دهد. این پیش‌بینی شاید زیادی رویایی به نظر برسد، ولی اگر واقع‌گرایانه‌تر به ماجرا نگاه کنیم، «آکوآمن» به حتم «جوخه‌ی انتحار» و «ددپول ۲» (۳۲۴ میلیون دلار) را پشت سر می‌گذارد و شانس خوبی برای جلو زدن از «بتمن علیه سوپرمن» هم دارد. در همین حین، ساخته‌ی جیمز وان با کسب یک میلیارد و ۸۵ میلیون دلار جهانی، به فراتر از درآمد جهانی «شوالیه تاریکی برمی‌خیزد» رسید.

این یعنی

«آکوآمن» حالا نه تنها بالاتر از درآمد ۸۷۳ میلیونی «بتمن علیه سوپرمن»، پرفروش‌ترین فیلم دنیای سینمایی دی‌سی است، بلکه به‌طور کلی پرفروش‌ترین فیلم دی‌سی کامیکس هم هست و در جایگاه بیست و پنجم پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ قرار می‌گیرد. «آکوآمن» پشت سر درآمد یک میلیارد و ۱۱۹ میلیونی «ارباب حلقه‌ها: بازگشت پادشاه» و درآمد یک میلیارد و ۳۴۲ میلیونی «هری پاتر و یادگاران مرگبار ۲» در جایگاه سوم پرفروش‌ترین فیلم تاریخ برادران وارنر جای می‌گیرد. به این ترتیب جیمز وان به کارگردانی تبدیل شده که پرفروش‌ترین قسمتِ دو مجموعهِ متفاوت که شروعشان نکرده است را ساخته است. او نه تنها مجموعه‌های «موذی» (Insidious)، «اره» (Saw) و «احضار» (The Conjuring) را آغاز کرده که همه با قسمت‌های بعدی‌شان، فروشِ قسمت اولشان را پشت سر گذاشته‌اند، بلکه با «خشن ۷» (یک میلیارد و نیم میلیون دلار) و «آکوآمن»، بزرگ‌ترین قسمتِ مجموعه‌های «سریع و خشن» و دنیای سینمایی دی‌سی را در کارنامه دارد. موفقیت بی‌چون و چرای «آکوآمن» اما به این معنی است که «شزم» (Shazam) بالاخره به اولین فیلم دنیای سینمایی دی‌سی تبدیل شده است که دیگر نباید چیزی را اثبات کند. «بتمن علیه سوپرمن» می‌خواست ثابت کند که مجموعه دی‌سی بعد از «مرد پولادین» قابل‌ترمیم است. «جوخه‌ی انتحار» می‌خواست همین کار را بعد از «بتمن علیه سوپرمن» انجام بدهد. «واندر وومن» با اینکه تا حدودی بهبودآمیز ظاهر شد، ولی باز فاجعه‌ای به اسم «جاستیس لیگ» کاری کرد تا «آکوآمن» دوباره در جایگاه نجات‌دهنده‌ی دی‌سی قرار بگیرد. برخلاف تمام فیلم‌های قبلی دی‌سی که یکی پس از دیگری با قول پاک کردن شکست قبلی از راه می‌رسیدند، «شزم» اولین فیلم دی‌سی است که دیگر مسئولیتِ سنگین اثبات کردنِ اهمیتِ‌ این مجموعه را روی شانه‌هایش احساس نمی‌کند.

در جایگاه دوم جدول کمدی/درام «وارونه» (The Upside) قرار دارد که رقم معرکه‌ی ۱۲ میلیون و ۲۴۰ هزار دلار دیگر در سومین آخرهفته‌اش به جیب زد و به مجموع ۶۳ میلیون و ۱۴۴ هزار دلار دست پیدا کرد؛ «وارونه» با قرار گرفتن بالاتر «من احساس زیبایی می‌کنم» (۴۸ میلیون دلار)، پشت سر «کریسمس مامان‌های بد» (۷۲ میلیون دلار) و «مامان‌های بد» (۱۱۳ میلیون دلار)، در جایگاه سوم پرفروش‌ترین فیلم‌های کمپانی اس‌تی‌ایکس اینترتینمنت قرار می‌گیرد. مجموع درآمد «وارونه» آن را در کنار فیلم ترسناک «اتاق فرار» (Escape Room) با ۷۶ میلیون فروش جهانی، به دوتا از اولین موفقیت‌های غافلگیرکننده‌ی ۲۰۱۹ تبدیل می‌کند. این آخرهفته اما «روزی روزگاری ددپول» (Once Upon a Deadpool) نسخه‌ی کودکانه‌ی «ددپول ۲» در بازار چین روی پرده رفت و به افتتاحیه‌ی ضعیفِ ۲۱ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار دست پیدا کرد تا نتوانیم آینده‌‌ی امیدوارکننده‌ای را برای فیلمی که یک‌جورهایی مخصوصا برای این بازار در نظر گرفته شده بود متصور بشویم. یا کمدی این فیلم مورد توجه سینماروهای چینی قرار نگرفته یا آنها از اینکه نسخه‌ی سانسورشده‌ای از جنس اصلی در کشورشان اکران شده دل خوشی نداشته‌اند. «ددپول ۲» با این رقم، به ۷۶۷ میلیون و ۶۰۰ هزار دلار فروش جهانی می‌رسد. این فیلم اگرچه ۸۰۰ میلیونی نخواهد شد، ولی بازار چین بهش کمک می‌کند تا حداقل درآمد ۷۸۳ میلیونی قسمت اول «ددپول» را پشت سر بگذارد. در جایگاه پنجم جدول «مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی» (Spider-Man: Into the Spider-Verse) را داریم که ۶ میلیون و ۱۵۰ هزار دلار دیگر در هفتمین آخرهفته‌اش کسب کرد به مجموعِ خانگی فوق‌العاده ۱۶۹ میلیون دلار دست پیدا کرد. این فیلم به زودی با عبور از «هتل ترانسلوانیا ۲» (۱۶۹ و نیم میلیون دلار)، به پرفروش‌ترین انیمیشنِ سونی در گیشه خانگی تبدیل می‌شود. تحلیلگران فکر می‌کنند که اگر «به درون دنیای عنکبوتی» بتواند نامزدی اسکارش را به علاقه‌ی بیشتر به خود تبدیل کند، می‌تواند حتی به ۵/۲ برابرِ افتتاحیه ۳۵ میلیونی‌اش که به معنی ۱۸۰ تا ۱۸۵ میلیون دلار فروش نهایی خواهد بود هم دست پیدا کند؛ در آن صورت «به درون دنیای عنکبوتی» پشت سر «آکوآمن» و جلوتر از «مری پاپینز بازمی‌گردد» به دومین فیلم پرفروشِ فصل کریسمس تبدیل می‌شود. این فیلم تا حالا ۳۳۹ میلیون دلار در دنیا فروخته است که به معنی ۴ برابر بودجه‌ی ۹۰ میلیون دلاری‌اش است.این آخرهفته همچنین فیلم «سوگلی» (The Favourite) بعد از به دست آوردن نامزدی اسکار بهترین فیلم، تعداد سینماهایش را به یک هزار و ۵۴۰ افزایش داد و با تجربه‌ی ۲۱۴ درصد رشد فروش، ۲ میلیون و ۵۶۰ هزار دلار دیگر به جیب زد و به مجموع ۲۶ میلیون فروش خانگی و ۵۲ میلیون فروش جهانی دست پیدا کرد تا به این ترتیب به یکی از موفق‌ترین فیلم‌های غیرموزیکالِ فصل اسکار تبدیل شود. یکی دیگر از نامزدهای اسکار که این هفته تعداد سینماهایش را افزایش داده «کتاب سبز» (Green Book) است که یک هزار و ۵۱۸تا سینمای دیگر به قبلی‌ها اضافه کرد و با تجربه‌ی ۱۵۰ درصد رشد فروش، ۵ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار دیگر فروخت. این فیلم در یازدهمین آخرهفته‌ی اکرانش ۵۰ میلیون دلار در آمریکای شمالی فروخته است. «کتاب سبز» همچنین این آخرهفته ۵ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار هم از اکران در ۳۳ بازار خارجی به دست آورد و مجموع فروش خارجی‌اش را به ۱۰ میلیون دلار رساند. جدیدترین فیلم ماهرشالا علی و ویگو مورتنسن تا حالا ۵۹ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار تو دنیا فروخته است. در رده‌ی هفتم جدول «سگی در مسیر خانه» (A Dog’s Way Home) قرار دارد که ۵ میلیون و ۲۲۵ هزار دلار دیگر در سومین آخرهفته‌اش فروخت و به مجموعِ ۱۷ روزه‌ی عالی ۳۰ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار رسید. انیمه «درگن بال سوپر: برولی» (Dragon Ball Super: Broly) به‌طرز قابل‌درکی با ۶۳ درصد افت فروش در آخرهفته‌ی دومش مواجه شد و با کسب ۳/۶ میلیون دلار دیگر در دومین آخرهفته‌ی نمایشش، کماکان موفق به کسب مجموع ۱۲ روزه‌ی باورنکردنی ۲۸ میلیون و ۹۰۰ هزار دلار شد. «مری پاپینز بازمی‌گردد» (Mary Poppins Returns) در ششمین آخرهفته‌اش ۳ میلیون و ۱۱۰ هزار دلار دیگر فروخت و با کسب ۱۶۵ میلیون دلار فروش خانگی، هرچه بیشتر به «شیکاگو» (۱۷۰ میلیون دلار) و «بزرگ‌ترین شومن» (۱۷۴ میلیون دلار) نزدیک شد. این فیلم تا حالا به ۳۱۸ میلیون دلار فروش جهانی از ۱۳۰ میلیون دلار بودجه دست پیدا کرده است.

«بامبلبی» (Bumblebee) از مرز ۱۵۰ میلیون دلار فروش در بازار چین عبور کرد و می‌رود تا به فراتر از ۱۶۰ میلیون دلار در این کشور دست پیدا کند. این فیلم ۲ میلیون و ۹۲۰ هزار دلار دیگر هم در ششمین آخرهفته‌اش در آمریکای شمالی فروخت که مجموع فروش خانگی‌اش را به مجموعِ قابل‌احترامِ ۱۲۱ میلیون و ۳۴۰ هزار دلار می‌رساند. این پیش‌درآمدِ ۱۳۲ میلیون دلاری تا حالا ۴۳۹ میلیون دلار در سراسر دنیا فروخته است. «بوهمین رپسدی» (Bohemian Rhapsody) با وجود نامزدهای اسکار متعددی که دریافت کرده، ار مرز ۸۰۰ میلیون دلار فروش جهانی عبور کرد. فیلم با تجربه‌ی ۷/۶ درصد رشد فروش، ۲ میلیون و ۴۷۵ هزار دلار دیگر فروخت و به مجموع خانگی جدید ۲۰۵ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار رسید. این فیلم در حالی تا هفته بعد «ستاره‌ای متولد می‌شود» (۲۰۶ میلیون دلار)‌ را پشت سر می‌گذارد که تا حالا ۸۱۷ میلیون دلار در دنیا فروخته است. فیلم زندگینامه‌ای «براساس جنسیت»‌ با اینکه جایی در بین نامزدهای اسکار نداشت، ولی کماکان به عنوان یک فیلم عامه‌پسند در گیشه مورد استقبال قرار گرفته است. جدیدترین فیلم فلسیتی جونز ۲ میلیون دلار دیگر فروخت و به مجموعِ ۲۱ میلیون دلار رسید. «معاون» (Vice) هم بعد از نامزدی‌های اسکارش، با یک درصد افت فروش مواجه شد، یک میلیون و ۷۵۰ هزار دلار فروخت و به مجموعِ ۴۲ میلیون دلار رسید. این رقم همچنان درآمد خوبی برای این فیلم ۶۰ میلیون دلاری نیست. تو جایگاه هفدهم جدول اما درام جنایی «حامل» (The Mule) را داریم که بعد از افتتاحیه‌ی ۱۷ و نیم میلیون دلاری‌اش، بالاخره از مرز ۱۰۰ میلیون دلار فروش خانگی عبور کرد؛ رقمی که این فیلم را پشت سر «گرن تورینو» (۱۴۸ میلیون دلار)، «در مسیر آتش» (۱۰۲ میلیون دلار)، «نابخشوده» (۱۰۱ میلیون دلار) و «عزیز میلیون دلاری» (۱۰۰ میلیون دلار)، به پنجمین فیلم  ۱۰۰ میلیون دلاری کلینت ایستوود به عنوان بازیگر تبدیل می‌کند. «اگر خیابان بیتل می‌توانست زبان باز کند» (If Beatle Street Could Talk) یک میلیون و ۱۶۱ هزار دلار دیگر فروخت و به مجموع خانگی ۱۲ میلیون دلار رسید که درآمد بدی برای این فیلم رمانتیکِ تراژیک نیست. راستی، «کرید ۲» هم این هفته بالاخره با رسیدن به مرز ۱۹۰ میلیون دلار فروش جهانی از ۵۰ میلیون دلار بودجه، فروش قسمت اول «کرید» را در آمریکای شمالی و کشورهای خارجی پشت سر گذاشت. این فیلم درآمد خانگی ۱۰۹ میلیونی و درآمد خارجی ۶۴ میلیونی «کرید» عبور کرده است. با این وضعیت ساخته شده «کرید ۳» ردخور ندارد.

آیا «اونجرز: پایان بازی» بیشتر از قسمت قبل می‌فروشد یا کمتر؟

اما هفته گذشته مصادف با فاصله سه ماهه‌مان با آغاز اکران «اونجرز: پایان بازی»(Avengers: Endgame) بود. در نتیجه از همین حالا تحلیلگران پیش‌بینی‌هایشان درباره‌ی عملکرد این فیلم در گیشه را شروع کرده‌اند. سوالی که درباره «پایان بازی» ذهن‌ها را به خود مشغول کرده این است که این فیلم در مقایسه با «اونجرز: جنگ اینفینیتی»(Avengers: Infinity War) چگونه ظاهر خواهد شد. از یک طرف دلایلِ متعددی وجود دارد که سعی می‌کنند تا اثبات کنند که «پایان بازی» عملکرد ضعیف‌تری نسبت به «جنگ اینفینیتی» در گیشه خواهد داشت و از طرف دیگر دلایلِ متعدد دیگری هم از توانایی آن در بلند شدن روی دستِ «اونجرز ۳» خبر می‌دهند. در ابتدا بگذارید با دلایلی که می‌گویند فروش‌ِ فیلم‌های «اونجرز» با «جنگ اینفینیتی» به اوجِ منطقی خودش رسیده است و دیگر بیشتر از اینها نخواهد شد شروع کنیم؛ دلیل اول همین چیزی است که همین الان در جمله قبل گفتم: بعد از «جنگ اینفینیتی»، مارول طوری به سقف رسیده است که تقریبا هیچ راه دیگری به جز پایین آمدن باقی نمانده است. بالاخره از لحاظ منطقی هر فیلمی که مثل «جنگ اینفینیتی» بفروشد (۶۷۷ میلیون در خانه و ۲ میلیارد و ۴۸ میلیون در دنیا)، هیچ راهی به جز سقوط کردن ندارد. «پایان بازی» بعد از «جنگ ستارگان: آخرین جدای» دومین باری است که با دنباله‌‌ای طرف هستیم که قسمت قبلی‌اش به بیش از ۲ میلیارد دلار فروش جهانی دست پیدا کرده است.

«آخرین جدای» به ۶۲۰ میلیون دلار فروش خانگی و یک میلیارد و ۳۳۵ میلیون دلار فروش جهانی دست پیدا کرد که به معنی ۳۳ درصد افت فروش نسبت به «نیرو برمی‌خیزد» (۹۳۷ میلیون خانگی و ۲ میلیارد و ۵۵ میلیون جهانی) است. «دنیای ژوراسیک: پادشاهی سقوط کرده» هم با کسب ۴۱۶ میلیون دلار در خانه و یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار در دنیا، با حدود ۲۱ درصد افت فروش در مقایسه با «دنیای ژوراسیک» (۶۵۲ میلیون خانگی و یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون جهانی) مواجه شد. به این ترتیب اگر «پایان بازی» با ۲۱ درصد افت فروش در مقایسه با «جنگ اینفینیتی» مواجه شود، کماکان یک میلیارد و ۶۱۷ میلیون دلار می‌فروشد که آن را جایی در بین «اونجرز» (یک میلیارد و ۵۱۹ میلیون دلار) و «دنیای ژوراسیک» (یک میلیارد و ۶۱۷ میلیون دلار) قرار می‌دهد. اما راستش را بخواهید ما سابقه‌ی دنباله‌هایی مثل «شوالیه‌ی تاریکی برمی‌خیزد» را داشته‌ایم که با فروش کمتر در خانه نسبت به قسمت قبلی اما با فروش خارجی بیشتر، به درآمد جهانی بیشتر از قسمت اول دست پیدا می‌کنند. بنابراین اگر «اونجرز: پایان بازی» عملکردی شبیه به «شوالیه تاریکی برمی‌خیزد» (۴۴۸ میلیون خانگی و یک میلیارد و ۸۴ میلیون جهانی) در مقایسه با «شوالیه تاریکی» (۵۳۴ میلیون خانگی و یک میلیارد و ۴ میلیون دلار جهانی) داشته باشد، می‌توانیم فروش خانگی ۵۶۸ میلیونی و جهانی ۲ میلیارد و ۲۱۳ میلیونی‌اش را پیش‌بینی کنیم؛ رقمی که «پایان بازی» را بالاتر از «تایتانیک» (۲ میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار) و فقط ۵۰۰ میلیون دلار پایین‌تر از «آواتار» (۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار) قرار می‌دهد.

اما دلیل دومی که برای اثباتِ عدم عبور «پایان بازی» از «جنگ اینفینیتی» داریم این است که این فیلم با رقبای سرسخت‌تری در مقایسه با «جنگ اینفینیتی» برخورد خواهد کرد. سال گذشته «جنگ اینفینیتی» با اینکه از هایپ وحشتناکی به‌علاوه‌ی ۹ سال نرخ تورم بهره می‌برد، ولی در نهایت ۱۰۰ میلیون دلار در گیشه خانگی و ۷۰۰ میلیون دلار در گیشه جهانی کمتر از «آواتار» فروخت. «آواتار» چنان اکرانِ سوپربادوامی در فصل کریسمس داشت که بهش اجازه داد تا در کنار «شرلوک هولمز» و انیمیشن «آلوین و سمورچه‌ها: اسکوئیکل» پیشرفت کند و تازه تا ۲ ماه و نیم بعد که «آلیس در سرزمین عجایب» اکران شد، هیچ رقیب خطرناکِ دیگری نداشت. «جنگ اینفینیتی» هم در حالی اکران شد که تا قبل از آغاز کار «ددپول ۲» و «سولو: داستانی از جنگ ستارگان»، به مدت سه هفته کل باکس آفیس را در اختیار خودش داشت. «پایان بازی» اما در حالی بیست و ششم آوریل روی پرده می‌رود که به زودی با مقاومتِ احتمالا شدیدی از سوی «پوکمون: کاراگاه پیکاچو» (Pokémon: Detective Pikachu) در دهم ماه می و بعد «جان ویک ۳» (John Wick 3) در هفدهم می روبه‌رو می‌شود؛ تا اینکه «علاالدین» در بیست و هفتم می در جریان آخرهفته‌ی «روز یادبود» روی پرده می‌رود. از آنجایی که بچه‌ها مخاطبِ اصلی «پایان بازی» هستند، پس فیلم کودکانه‌پسندی مثل «کاراگاه پیکاچو»، رقیب سرسخت‌تری برای این فیلم در مقایسه با «ددپول ۲» است. همچنین اگرچه عدم استقبال کافی از «سولو» باعث شد تا «جنگ اینفینیتی» جایگاهش را با وجود اکرانِ یک فیلم جنگ ستارگانی حفظ کند، ولی پیش‌بینی می‌شود که «علاالدین» به فیلم کودک‌پسندانه‌ی بسیار قوی‌تر و موفق‌تری در مقایسه با «سولو» تبدیل شود. با اینکه «جان ویک ۳» از لحاظ خطری که برای دزدیدنِ مخاطبانِ کودکِ «پایان بازی» دارد یادآور «ددپول ۲» است، اما مسئله این است که امسال در مقایسه با پارسال شاهد وحشتِ استودیوها از «اونجرز» و فاصله گرفتن از آن نیستیم. حتی دی‌سی قصد دارد «شزم» (Shazam) را که خودش را به عنوان یک فیلم کاملا کودک‌پسندانه معرفی می‌کند در پنجم آوریل روی پرده بفرستد و وقتی تاریخ نمایشِ «اونجرز ۴» یک هفته جلو افتاد و به «شزم» نزدیک‌تر شد، برادران وارنر هیچ ترسی به خودش راه نداد. و البته اگر «علاالدین» عملکردی بهتر از «سولو» داشته باشد، باز دوباره با موقعیتی روبه‌رو می‌شویم که دیزنی به بزرگ‌ترین رقیبِ خودش تبدیل می‌شود.

دلیل سوم اما این است که مارول و دیزنی سر تبلیغاتِ «جنگ اینفینیتی» از ترفند تبلیغاتی «این فیلم قسمت آخر خواهد بود» استفاده کردند. قبل از نمایش «جنگ اینفینیتی» اکثرا انتظار داشتند تا سرنوشتِ خط داستانی ۱۰ ساله‌ی مارول با این فیلم مشخص شود که متوجه شدند چیزی که دیده بودند به جای اینکه واقعا قسمت آخرِ مجموعه باشد، نیمه‌ی اول قسمتِ آخر مجموعه است. این ترفند سر «جنگ اینفینیتی» به‌طرز دیوانه‌واری جواب داد و در پایان هیچکس از اینکه سرش کلاه رفته است چندان ناراحت نشد. بنابراین دیزنی این بار به سختی می‌تواند دوباره از این ترفند برای تبلیغاتِ «پایان بازی» استفاده کند. مخصوصا با توجه به اینکه حالا همگی مطمئن‌تر از همیشه می‌دانیم که «پایان بازی» به معنی پایان دنیای سینمایی مارول نیست و از همین حالا تریلرِ «مرد عنکبوتی: دور از خانه» را هم برای اثباتش داریم. در مقایسه با اینکه «هری پاتر و یادگاران مرگبار ۲» حدود ۴۰۰ میلیون دلار بیشتر از قسمت اول فروخت، اما آن فیلم اولین فیلم هری پاتر بود که نسخه‌ی سه‌بعدی هم داشت. معلوم نیست این نکته چقدر روی فروشِ «پایان بازی» تاثیرگذار خواهد بود، ولی می‌دانیم تعداد قابل‌توجه‌ای از سینماروها فقط به جواب گرفتن سوالاتشان از کلیف‌هنگرِ «جنگ اینفینیتی» اهمیت می‌دهند و به محض اینکه این جواب‌ها به بیرون درز کنند، ممکن است علاقه‌شان فروکش کند.

دلیل چهارم و آخر برای اثباتِ تئوری کمتر فروختن «پایان بازی» نسبت به «جنگ اینفینیتی»،  فاصله‌ی اکران این دو فیلم با یکدیگر است؛ «پایان بازی» اولین فیلم اونجرزی است که به جای سه سال، یک سال بین آن و اونجرزِ قبلی فاصله وجود دارد. بالاخره یکی از دلایلی که «بازگشت به آینده ۳» کمتر از «بازگشت به آینده ۲» فروخت یا «دزدان دریایی کاراییب ۳» کمتر از قسمت دوم فروخت، به خاطر این بود که به جای سه تا پنج سال فاصله‌ای که بین قسمت اول و دوم بود، شش ماه تا یک سال بین قسمت دوم و سوم فاصله وجود داشت. «آخرین جدای» اولین اپیزودِ «جنگ ستارگان» بعد از دو سال فاصله به جای ۱۰ سال بود. «اونجرز: دوران اولتران»، «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی»، «جنگ اینفینیتی» و «پایان بازی» در کمتر از چهار سال فاصله با یکدیگر اکران می‌شوند؛ در نتیجه چیزی که زمانی حکم یک رویدادِ منحصربه‌فرد را داشت به یک گردهمایی سالانه تبدیل می‌شود. وقتی هر سال یک فیلم «اونجرز» داشته باشیم (حتی می‌توان گفت که «ثور: رگناروک» هم یک‌جورهایی حکم یک نیمه‌«اونجرز» را داشت)، آن وقت از اهمیتِ آنها کاسته می‌شود. فعلا معلوم نیست «کاپیتان آمریکا» چه نقشی در مورد استقبال قرار گرفتنِ بیشتر یا کمترِ «پایان بازی» ایفا خواهد کرد، ولی اگرچه تاثیر «کاپیتان مارول» روی فروشِ بهتر «پایان بازی» به اندازه تاثیری که «بلک پنتر» روی «جنگ اینفینیتی» داشت عالی نباشد، حداقل نمی‌توان تصور کرد که این فیلم به عملکردِ «پایان بازی» ضربه بزند. با این حال تحلیلگران باور دارند که «پایان بازی» چیزی حدود یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار خواهد فروخت که اصلا بد نیست. تازه از آنجایی که با فینالِ خط داستانی اولِ این مجموعه طرفیم، حتی اگر «پایان بازی» عملکردی شبیه به «دوران اولتران» (یک میلیارد و ۴۰۵ میلیون دلار) یا «آخرین جدای» (یک میلیارد و ۳۳۵ میلیون دلار) داشته باشد هم نباید به به خاطرش گریه کنیم.

اما به همان اندازه که برای کمتر فروختنِ «پایان بازی» نسبت به قسمت قبلی دلیل وجود دارد، به همان اندازه هم برای بیشتر فروختنش دلیل هست. دلیل اول اینکه معمولا قسمت دوم فینال‌هایی که قسمت اولشان با استقبالِ مثبتی روبه‌رو شده‌اند، عملکردِ موفقیت‌آمیزتری نسبت به قبلی دارند. برای مثال «هری پاتر و یادگاران مرگبار ۲» (یک میلیارد و ۳۴۵ میلیون دلار) حدود ۳۹ درصد بهتر از «هری پاتر و یادگاران مرگبار قسمت اول» (۹۶۰ میلیون دلار) فروخت. «گرگ و میش: سپیده‌دم ۲» به ۸۲۹ میلیون دلار در دنیا دست پیدا کرد که ۱۶ درصد بهتر از درآمد ۷۱۲ میلیون دلاری قسمت اول «گرگ و میش: سپیده‌دم» است. از سوی دیگر از آنجایی که «هانگر گیمز: مرغ‌مقلد قسمت اول» (۷۵۵ میلیون دلار) با واکنش‌های اکثرا منفی مواجه شد، طبیعتا «مرغ‌مقلد ۲» (۶۵۳ میلیون دلار) هم با استقبالِ ضعیف‌تری روبه‌رو شد. چنین چیزی درباره‌ «ماتریکس: انقلاب‌ها» (۴۲۹ میلیون دلار) در برابر «ماتریکس: بارگزاری مجدد» (۷۴۲ میلیون دلار چهار سال بعد از «ماتریکس») و «بازگشت به آینده ۳» (۲۴۴ میلیون دلار) در برابر «بازگشت به آینده ۲» (۳۳۲ میلیون دلار پنج سال بعد از قسمت اول «بازگشت به آینده») هم صدق می‌کند. همچنین با اینکه کماکان داریم درباره‌ی عدد غول‌آسایی صحبت می‌کنیم، ولی «دزدان دریایی کاراییب: در پایان دنیا» به ۹۶۳ میلیون دلار فروش جهانی دست پیدا کرد که حدود ۱۰ درصد کمتر از «صندوقچه مرد مُرده» (یک میلیارد و ۶۶ میلیون دلار، سه سال بعد از «نفرین مروارید سیاه») بود. راستی، حالا که حرف از «دزدان دریایی کاراییب» شد باید گفت که این مجموعه بهترین گزینه‌ای که برای پیش‌بینی فروش «پایان بازی» داریم است؛ اگر «پایان بازی» با ۲۷ درصد افت فروش در خانه و ۱۰ درصد افت فروش در دنیا مواجه شود، کماکان به ۵۰۰ میلیون دلار فروش خانگی و یک میلیارد و ۸۴۳ میلیون دلار در دنیا دست پیدا می‌کند که همچنان فوق‌العاده است. ولی اگر این فیلم با رشد فروشی شبیه به «سپیده‌دم ۲» (۴ درصد رشد در خانه و ۱۶ درصد رشد در دنیا) مواجه شود، به ۷۰۵ میلیون دلار فروش خانگی و دو میلیارد و ۳۷۵ میلیون دلار فروش جهانی دست پیدا می‌کند و «بلک پنتر» و «تایتانیک» را در خانه و دنیا پشت سر می‌گذارد. ولی کماکان پرفروش‌ترین فیلم‌های گیشه خارجی «آواتار» (۲ میلیارد) و «تایتانیک» (یک میلیارد و نیم) باقی می‌مانند.مدرک دومی که برای اثبات عملکرد بهتر «پایان بازی» نسبت به «جنگ اینفینیتی» داریم این است که دنباله‌های دنیای سینمایی مارول تقریبا همیشه به درآمدِ بیشتری نسبت به قسمت‌های قبلی‌شان دست پیدا می‌کنند. منهای «مرد آهنی ۲» (که در آمریکای شمالی کمتر از قسمت قبل فروخت، اما در خارج بیشتر فروخت و در دنیا «مرد آهنی» را پشت سر گذاشت) و «اونجرز: دوران اولتران» (که در آمریکای شمالی کمتر فروخت، ولی با وجود فروش بیشتر در خارج کماکان در گیشه دنیا از «اونجرز» شکست خورد)، تمام دنباله‌های دنیای سینمایی مارول فروشِ بهتری نسبت به قسمت‌های قبلی‌شان داشته‌اند. اینجا قابل‌ذکر است که مجموعه «اونجرز» اولین مجموعه‌ی مارول است که چهار فیلمی شده است. «ثور»، «کاپیتان آمریکا» و «مرد آهنی» در حالی سه‌گانه هستند که «نگهبانان کهکشان» و «انت‌من» دو فیلمی هستند. اگر «پایان بازی» با افت فروشی برابر با «دوران اولتران» (۲۶ درصد کمتر در خانه و ۷ درصد کمتر در دنیا نسبت به قسمت قبل) مواجه شود، همچنان می‌تواند به ۵۰۱ میلیون فروش خانگی و یک میلیارد و ۹۰۴ میلیون دلار فروش جهانی دست پیدا کند. اما اگر فیلم عملکردی شبیه به «مرد آهنی ۲» داشته باشد (۲ درصد کمتر در خانه و ۶ درصد بیشتر در دنیا نسبت به قسمت اول)، آن وقت درآمد خانگی ۶۶۴ میلیونی و جهانی ۲ میلیارد و ۱۷۱ میلیونی‌اش پیش‌بینی می‌شود (درست زیر درآمد ۲ میلیارد و ۱۸۸ میلیونی «تایتانیک»). اما از سوی دیگر «نگهبانان کهکشان ۲» (۸۶۹ میلیون دلار) حدود ۱۲ درصد بیشتر از «نگهبانان کهکشان» (۷۷۳ میلیون دلار) و «انت‌من و وسپ» (۶۲۲ میلیون دلار) حدود ۲۰ درصد بهتر از «انت‌من» (۵۱۹ میلیون دلار) فروخت. رشد فروش‌های «کاپیتان آمریکا» مقایسه‌های عادلانه‌ای نیستند (۹۳ درصد رشد فروش برای «سرباز زمستان» و ۶۱ درصد رشد فروش برای «جنگ داخلی»). «ثور: رگناروک» هم در حالی ۸۵۴ میلیون دلار فروخت که «ثور: دنیای تاریک» به ۶۴۴ میلیون دلار و «ثور» به ۴۴۹ میلیون دلار دست پیدا کردند. همچنین «مرد آهنی ۳» را هم نباید حساب کنیم (یک میلیارد و ۲۱۵ میلیون در برابر درآمد ۶۲۳ میلیونی قسمت دوم)؛ چرا که «مرد آهنی ۳» اولین فیلم این مجموعه بود که در سینماهای سه‌بعدی روی پرده رفت و از هایپ به جا مانده از «اونجرز» بهره می‌برد.

پس اگر به‌طور واقع‌گرایانه به ماجرا نگاه کنیم، پس رشد فروشِ ۲۰ درصدی «پایان بازی» به معنی ۸۰۹ میلیون فروش خانگی و ۲ میلیارد و ۴۵۸ میلیون فروش جهانی خواهد بود (هنوز کمتر از «آواتار»). «پایان بازی» برای پشت سر گذاشتنِ «آواتار» باید ۳۶ درصد بهتر از «جنگ اینفینیتی» بفروشد که اگر معجزه‌ای رخ ندهد، غیرممکن است. اگرچه بالاتر گفتیم که «پایان بازی» دیگر نمی‌تواند از ترفندِ تبلیغاتی معرفی خودش به عنوان «قسمت آخر» استفاده کند، اما حقیقت این است که با این وجود همچنان در حال صحبت کردن درباره‌ی فیلمی هستیم که پایان‌بخشِ خط داستانی فعلی دنیای سینمایی مارول است. حقیقت این است که «اونجرز: پایان بازی» از زمانِ «هری پاتر و یادگاران مرگبار ۲» از هفت و نیم سال گذشته تا حالا، نزدیک‌ترین چیزی است که به فینالِ یک مجموعه‌ی طولانی‌مدت به عنوان یک رویداد سینمایی داریم. «پایان بازی» دنباله‌ی کلیف‌هنگرِ «جنگ اینفینیتی» است و دلیلی ندارد که باور کنیم کسانی که به تماشای «اونجرز ۳» رفتند آن‌قدر از آن ناراضی بودند که «اونجرز ۴» را حداقل از سر کنجکاوی هم که شده چک نکنند. همه ما می‌دانیم که دنیای سینمایی مارول بعد از «پایان بازی» و نتیجه‌گیری خط داستانی‌ای که با «مرد آهنی» شروع شده بود، به اشکال مختلف ادامه پیدا خواهد کرد. ولی با این حال داریم درباره‌ی سرانجامِ این خط داستانی ۱۱ ساله و ۲۲ فیلمه صحبت می‌کنیم. این موضوع کماکان قلابِ تبلیغاتی بسیار قدرتمندی برای عموم مردم و طرفداران هاردکور مارول است. اگر تصور کنیم که فینالی که برادران روسو برایمان در نظر دارند حداقل به اندازه «هری پاتر و یادگاران مرگبار ۲»، «ارباب حلقه‌ها: بازگشت پادشاه‌» یا پنج دقیقه‌ی نهایی «شوالیه تاریکی برمی‌خیزد» خوب است، آن وقت با یک رویدادِ سینمایی تمام‌عیار طرف خواهیم بود.

جدول ۱۰ فیلم برتر هفته

ردیفنام فیلمدرآمد آخرهفتهمجموع آمریکای شمالی۱Glass۱۹ میلیون دلار۷۳/۵ میلیون دلار۲The Upside۱۲/۲ میلیون دلار۶۳/۱ میلیون دلار۳Aquaman۷/۳ میلیون دلار۳۱۶/۵ میلیون دلار۴The Kid Who Would be King۷/۲ میلیون دلار۷/۲ میلیون دلار۵Spider-Man: Into The Spider-Verse۶/۱ میلیون دلار۱۶۹ میلیون دلار۶Green Book۵/۴ میلیون دلار۴۹ میلیون دلار۷A Dog’s Way Home۵/۲ میلیون دلار۳۰/۸ میلیون دلار۸Serenity۴/۸ میلیون دلار۴/۸ میلیون دلار۹Escape Room۴/۲ میلیون دلار۴۷/۹ میلیون دلار۱۰Dragon Ball Super: Broly۳/۶ میلیون دلار۲۸/۹ میلیون دلار